![]() |
![]() |
|
![]() عشقبازی به همین آسانی ست ... که گلی با چشمی
کار همواره باران با دشت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 8:30 توسط حمید و فایزه |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 8:25 توسط حمید و فایزه |
|
|||||
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 20:34 توسط حمید و فایزه |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:9 توسط حمید و فایزه |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:8 توسط حمید و فایزه |
|
|
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید قصه ی بی سر وسامانی من گوش کنید شر این جان سوز نگفتن تا کی ؟ روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم عقل ودین باخته .دیوانه رویی بودیم کس در آن سلسه غیر از من ودل بند نبود نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او بس که دادم همه جا شر دلارایی او این زمان عاشق سر گشته فراوان دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 11:10 توسط حمید و فایزه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 11:0 توسط حمید و فایزه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 10:59 توسط حمید و فایزه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 10:52 توسط حمید و فایزه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم |
| پیوندها |
|
گروه پسرای شیطون سرخ به رنگ عشق دو عاشق اینتیرنتی دل نوشته دخترایزی هنوز همیشه هرگز |
|
RSS
|