![]() |
![]() |
|
|
بی طوفان زده دشت جنون صید افتاده بخونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من ازشهر سفر کردی ورفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم تو نبودی نگهت هیچ نیافتاد به راهی که گذشتی چو در خانه ببستم دگر از پای نشستم گوییا زلزله امد گوییا خانه فرو ریخت سرمن بی تو من در همه شهر غریبم بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی تو همه بود ونبودی تو همه شعر سرودی چه گریزی زه بر من که زه کویت نگریزم گر بمیرم ز غم دل با تو هرگز نستیزم من و یک لحظه جدایی نتوانم بی تو من زنده نمانم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:40 توسط حمید و فایزه |
|
|
این روزا چرا این اینطوری شدی همش داد همش توهین مگه من آدم نیستم مگه من لیاقت مهربونی و محبت ندارم می دونم عشقت نیستم چون آدما فقط یکبار عاشق میشن اما تو که می گی دوستم داری پس چرا اینطوری می کنی پس چرا با حرفات آزارم می دی همه کارات عجیب و غریبه سخت گیریات محبتات همه کارت من این جوجه اردک و دوست ندارم من جوجه اردک مهربون خودم و می خوام این حساسیتای الکیت داره آزارم می ده دیروز با اینکه من کار بدی نکردم این همه حرف شنیدم امروزم... من که این هم بخاطر دوست داشتنت دارم اذیت می شم وقتی بخاطرت دارم خیلی چیزام و از دست می دم حقم نیست.... امروز دیدمت دلم نمی خواست نگاهت کنم اما دلم نیومد ازت ناراحتم نمی بخشمت نمی بخشمت...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:38 توسط حمید و فایزه |
|
|
خدا وصیت منو گوش بده نامه مو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم باش
می سپارمش بهت میرم تمام تارو پودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه
خیلی دوسش دارم . راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین من اونه خودم مهم نیست اما اون نزاری تنها بمونه بمیرم باسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد وقتی که حرصش میگیره میگه از من بدش میاد اما وقتی آروم میشه میبینه من بقضم گرفت همین دیونه بازی هاش از اول چشممو گرفت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:35 توسط حمید و فایزه |
|
|
به هیچ کس اعتماد نکن دخترک نه، نه ،نگو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:33 توسط حمید و فایزه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم |
| پیوندها |
|
گروه پسرای شیطون سرخ به رنگ عشق دو عاشق اینتیرنتی دل نوشته دخترایزی هنوز همیشه هرگز اشکهای برفیم منتظر امدنت هستن |
|
RSS
|