تبليغاتX
تنها دلیل زندگیم - قصهی عشق...........

نمی دونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیمو

نمی دونم چرا قسمت می کنم روزهای خوب زیندیگیمو

چرا تو اول قصه همه دوسم می دارن

وسط قصه م شه سر به سر من می ذارن

تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام می ذارن

می تونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم

می تونم مثل همه یه عشق بادی بسازم

تا با یک نیشه زبون بترکه و خراب بشه

تا بیان جمش کنن حباب دل سراب بشه

می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

می تونم درست کنم درس دلو دل واپسی

می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

می تونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم

ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونا یه دروغگو می شمو همیشه ورد زبونا

یه نفر پیدا بشه به من بگه چی کار کنم

با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم

من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره

توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 21:54  توسط حمید و فایزه |